در کلاس آموزشی سلامت روان بیمارستان فارابی مطرح شد
نقاب بینقص بودن؛ چگونه کمالگرایی افراطی به افسردگی پنهان ختم میشود
کمالگرایی افراطی که بسیاری آن را با افتخار به عنوان نقطه قوت خود در مصاحبههای کاری معرفی میکنند، در واقع مانعی بزرگ بر سر راه تابآوری و رضایت از زندگی است. در کلاس آموزشی «کمالگرایی و گامهای مدیریت آن» که ویژه کارکنان بیمارستان فارابی برگزار شد، ریشههای روانشناختی این ویژگی شخصیتی، آسیبهای آن و ارتباط پنهانش با افسردگی مورد بررسی قرار گرفت.
به گزارش روابط عمومی بیمارستان فارابی دانشگاه علوم پزشکی تهران، دنیای امروز با سرعت سرسامآور و فشارهای فزاینده شبکههای اجتماعی، بستری بینقص برای پرورش استانداردهای غیرواقعبینانه فراهم کرده است. در حوزه سلامت روان، شناخت مرز باریک میان «تلاش برای تعالی» و «کمالگرایی افراطی» اهمیت بالایی دارد. بسیاری از افراد موفق در محیطهای کاری و تحصیلی، درگیر چرخهای فرسایشی از بایدها و نبایدها هستند که اجازه نمیدهد از دستاوردهای خود لذت ببرند. این فشار روانی مداوم، رفتهرفته به فرسودگی، اضطراب و افسردگیهایی ختم میشود که پشت نقاب موفقیت پنهان میمانند. کلاس آموزشی اخیر در بیمارستان فارابی، با هدف کالبدشکافی همین پدیده و ارائه راهکارهای عملی برای رهایی از تله کمالگرایی برنامهریزی و اجرا شد.
در این کلاس، دکتر فاطمه پسندیدهنیا، روانشناس و مسئول سلامت روان بیمارستان فارابی، کمالگرایی را از ابعاد مختلف بررسی کرد. وی در آغاز صحبتهای خود با اشاره به فراگیر شدن این ویژگی در جامعه امروز گفت: «به نظر میرسد این روزها کمالگرایی نسبت به دهههای گذشته بسیار پررنگتر شده است. تا جایی که به یک مانع جدی بر سر راه تابآوری و رضایت ما از زندگی تبدیل شده و باعث میشود در زمان بحرانها و سختیها، انعطافپذیری لازم را نداشته باشیم.
در این کلاس، دکتر فاطمه پسندیدهنیا، روانشناس و مسئول سلامت روان بیمارستان فارابی، کمالگرایی را از ابعاد مختلف بررسی کرد. وی در آغاز صحبتهای خود با اشاره به فراگیر شدن این ویژگی در جامعه امروز گفت: «به نظر میرسد این روزها کمالگرایی نسبت به دهههای گذشته بسیار پررنگتر شده است. تا جایی که به یک مانع جدی بر سر راه تابآوری و رضایت ما از زندگی تبدیل شده و باعث میشود در زمان بحرانها و سختیها، انعطافپذیری لازم را نداشته باشیم.
تفاوت کمالگرایی با تلاش برای تعالی
دکتر پسندیدهنیا با انتقاد از نگاه مثبت و افتخارآمیز به کمالگرایی، توضیح داد: «بسیاری فکر میکنند کمالگرا بودن یعنی داشتن استانداردهای بالا و سختکوشی. حتی در مصاحبههای شغلی وقتی از افراد درباره نقطه ضعفشان میپرسیم، با چشمانی براق و حس افتخار میگویند “متاسفانه من کمی کمالگرا هستم”. اما در روانشناسی، بین تلاش برای تعالی و کمالگرایی تفاوت وجود دارد. کمالگرایی یک طیف است و زمانی که به سمت افراط میرود، با ترس شدید از اشتباه کردن، شکست خوردن و طرد شدن همراه میشود؛ ترسی که گاهی آنقدر شدید است که به اهمالکاری میانجامد و فرد اصلاً کاری را شروع نمیکند.»
وی افزود: «ذهن یک فرد کمالگرا پر از بایدهای دیکتاتوروار است که منابعی مثل زمان و امکانات را در نظر نمیگیرد. او فقط میگوید تو باید بهترین کارمند یا بهترین مادر باشی، بدون اینکه توجه کند آیا شرایط و امکانات لازم برای این کار وجود دارد یا خیر.»
وی افزود: «ذهن یک فرد کمالگرا پر از بایدهای دیکتاتوروار است که منابعی مثل زمان و امکانات را در نظر نمیگیرد. او فقط میگوید تو باید بهترین کارمند یا بهترین مادر باشی، بدون اینکه توجه کند آیا شرایط و امکانات لازم برای این کار وجود دارد یا خیر.»
ردپای کمالگرایی در سبک تربیتی والدین
مسئول سلامت روان بیمارستان فارابی در بخش دیگری از صحبتهای خود به ریشههای شکلگیری این ویژگی اشاره کرد و نقش محیط و خانواده را بسیار پررنگتر از ژنتیک دانست: «تجربههای دوران کودکی نقش اساسی دارند. والدینی که بسیار منتقد و طلبکار هستند، والدینی که عزتنفس از دست رفته خود را از موفقیتهای فرزندشان وام میگیرند و موفقیت او را ارزشگذاری میکنند، به مرور این حس را به کودک القا میکنند که تو فقط زمانی ارزشمند هستی که بینقص باشی.»
وی همچنین به نقش «والدین آشفته» اشاره کرد و گفت: «پدر و مادرهایی که به صورت فیزیکی یا عاطفی حضور فعالی در کنار کودک ندارند، باعث میشوند فرزند برای جلب توجه آنها، به سمت برتر بودن و کمالگرایی سوق پیدا کند.»
وی همچنین به نقش «والدین آشفته» اشاره کرد و گفت: «پدر و مادرهایی که به صورت فیزیکی یا عاطفی حضور فعالی در کنار کودک ندارند، باعث میشوند فرزند برای جلب توجه آنها، به سمت برتر بودن و کمالگرایی سوق پیدا کند.»
رابطه پنهان و خطرناک افسردگی و کمالگرایی
یکی از مهمترین محورهای این نشست، بررسی ارتباط کمالگرایی با افسردگی نهفته بود. دکتر پسندیدهنیا در این باره هشدار داد: «ما گاهی اخبار خودکشی افراد بسیار معروف، ثروتمند و موفق را میشنویم و تعجب میکنیم. این بلایی است که کمالگرایی بر سر آدمها میآورد. افراد کمالگرا اعتراف به عیب، نقص و رنج را نمیپذیرند و احساس آسیبپذیری برایشان سخت است. آنها حتی از خودشان هم پنهان میکنند که افسرده هستند و یک ماسک تمامعیار به چهره میزنند. هرچقدر تناقض بین درونِ ویران و بیرونِ بینقص آنها عمیقتر باشد، فشار روانی وحشتناکتر میشود.»وی با اشاره به نشانههای این نوع افسردگی توضیح داد: «اگر صدای درونتان همیشه منتقد و تحقیرکننده است، اگر برای کنترل محیط مدام مسئولیتهای بیش از حد قبول میکنید، احساسات منفی خود را سرکوب میکنید و با وجود اینکه سنگ صبور همه هستید اجازه نمیدهید کسی از درون شما باخبر شود، در معرض خطر افسردگی نهفته هستید.»
گامهایی برای رهایی؛ درمان، پروژه نیست
این روانشناس در پایان به راهکارهای مدیریت کمالگرایی پرداخت و نخستین گام را «پذیرش» دانست: «باید بپذیریم که کمالگرایی به ما آسیب میزند و به آن افتخار نکنیم. همچنین باید بدانیم که درمان این ویژگی، یک فرآیند است نه یک پروژه کوتاهمدت. ما قرار نیست استانداردهای بالا را به طور کامل حذف کنیم، بلکه میخواهیم آنها را متناسب با امکانات و شرایط زندگی، منعطف کنیم.»
وی از شرکتکنندگان خواست تا «تفکر همه یا هیچ» را کنار بگذارند و لغاتی مثل «به اندازه کافی خوب» یا «قابل قبول» را به دایره لغات ذهنی خود اضافه کنند. پسندیدهنیا تاکید کرد: «ما باید مهارت “شفقت با خود” را تمرین کنیم. یعنی با خودمان همانقدر مهربان باشیم که با یک عزیز آسیبدیده برخورد میکنیم. رشد واقعی زمانی اتفاق میافتد که نقطه مقابل خودتان نباشید و بپذیرید که به عنوان یک انسان حق دارید خسته شوید و اشتباه کنید.»
وی در نهایت به مدیریت استفاده از فضای مجازی اشاره کرد و گفت: «مقایسه مداوم زندگی واقعی با تصاویر اغراقشده و ویرایششده در فضای مجازی، تنها احساس ناکامی به همراه دارد. باید آگاه باشیم که این تصاویر واقعیت زندگی نیستند.»
وی از شرکتکنندگان خواست تا «تفکر همه یا هیچ» را کنار بگذارند و لغاتی مثل «به اندازه کافی خوب» یا «قابل قبول» را به دایره لغات ذهنی خود اضافه کنند. پسندیدهنیا تاکید کرد: «ما باید مهارت “شفقت با خود” را تمرین کنیم. یعنی با خودمان همانقدر مهربان باشیم که با یک عزیز آسیبدیده برخورد میکنیم. رشد واقعی زمانی اتفاق میافتد که نقطه مقابل خودتان نباشید و بپذیرید که به عنوان یک انسان حق دارید خسته شوید و اشتباه کنید.»
وی در نهایت به مدیریت استفاده از فضای مجازی اشاره کرد و گفت: «مقایسه مداوم زندگی واقعی با تصاویر اغراقشده و ویرایششده در فضای مجازی، تنها احساس ناکامی به همراه دارد. باید آگاه باشیم که این تصاویر واقعیت زندگی نیستند.»
سخن پایانی؛ از خودتخریبی برای رسیدن به بینقصی تا رشد واقعبینانه همراه با آرامش
رهایی از دام کمالگرایی به معنای پایین آوردن کیفیت کار یا دست کشیدن از پیشرفت و تعالی نیست؛ بلکه تغییر رویکرد از «خودتخریبی برای رسیدن به بینقصی» به «رشد واقعبینانه همراه با آرامش» است. پذیرش نقصهای انسانی، تمرین مهربانی با خویشتن و رها کردن کنترل وسواسگونه بر اتفاقات، گامهای اساسی برای بازگشت به یک زندگی سالم و تابآور به شمار میروند. مباحث مطرح شده در این نشست آموزشی، زنگ خطری است برای تمام کسانی که موفقیتهای بیرونی و تایید جامعه را به قیمت از دست دادن آرامش درونی و سلامت روان خود معامله میکنند.
متن داخل تصویر را وارد کنید: