یادداشتی برای همبستگی اجتماعی در چهارشنبه آخرسال
چهارشنبهسوری در سایه جنگ؛ کانون خانواده را جایگزین صدای ترقه کنیم
در روزهایی که اخبار نگرانکننده و سایه سنگین جنگ، روان جامعه را در وضعیت «آمادهباش کامل قرار داده است، فرا رسیدن چهارشنبهسوری و برپایی این مراسم نیازمند یک بازنگری عمیق است. امسال، صدای مهیب ترقهها نه پیامآور بهار، که تداعیکننده دلهره است. هموطنان به ویژه نوجوانان و جوانان باید با درک شرایط حساس کنونی، از مواد محترقه چشمپوشی کرده و این سنت باستانی را به فرصتی برای ترمیم روان آسیبدیده خانواده و جامعه تبدیل کنند.
به گزارش روابط عمومی بیمارستان فارابی دانشگاه علوم پزشکی تهران، به عنوان انسان، ما دارای یک شبکه عصبی متصل به یکدیگر هستیم. دردی که در چهره یک سالمند یا وحشتی که در چشمان یک کودک نقش میبندد، به سرعت در اتمسفر جامعه تکثیر میشود. در شرایط بحرانی و جنگی، ظرفیت روانی جامعه به پایینترین حد خود میرسد. اینجاست که «اخلاق مراقبت» معنا پیدا میکند.
جوانان عزیز، امروز هم زمان به بمباران شهرهای ایران و صدای انفجارهایی که گاه و بی گاه به گوش می رسد، شجاعت در تولید صدای بلندتر نیست بلکه شجاعت واقعی، درک شکنندگی روانِ همسایهای است که شاید نگران عزیزی باشد، سالمندی که قلبش با هر صدای ناگهانی میلرزد، یا کودکی که هنوز تفاوت صدای ترقه و انفجار ناشی از بمب واقعی را نمیداند. ما برای گذر از این تونل تاریک، نیازمند نورِ همدلی هستیم، نه جرقه انباری پر از ترقه. بیایید امسال به جای فرار از اضطرابها به سوی هیجانات کاذب، با حضور گرم در کنار هم، پناهگاه روانی یکدیگر باشیم.
روانشناسی تروما و فیزیک وحشت
از منظر علم روانشناسی تکاملی، مغز انسان در شرایط بحران دچار پدیدهای به نام «بیشهوشیاری» (Hyperarousal) میشود. در این حالت، آمیگدال (مرکز پردازش ترس در مغز) به شدت حساس شده و هر صدای ناگهانی را به عنوان یک «تهدید جانی» تفسیر میکند.
استفاده از مواد محترقه سنگین در محیط شهری، صرفاً یک آلودگی صوتی ساده نیست؛ بلکه یک شوک آکوستیک است. گاهی این صداها از آستانه درد در سیستم شنوایی فراتر رفته و مستقیماً باعث ترشح ناگهانی هورمونهای کورتیزول و آدرنالین میشود. این افزایش ناگهانی، در افراد مستعد و بیماران قلبی میتواند به حملات پنیک و حتی ایست قلبی منجر شود. در شرایطی که جامعه درگیر استرس جنگ است، تحمیل این بار عصبی مضاعف، یک آسیب اجتماعی جدی است.
چشمان ما؛ قربانیان خاموش ترکشهای خیابانی
متاسفانه هر ساله شاهد تلخترین صحنهها در بخشهای اورژانس چشم بیمارستان فارابی هستم. اما امسال شرایط متفاوت است. سیستم بهداشت و درمان کشور به دلیل شرایط اضطراری در بالاترین سطح فشار کاری قرار دارد. در این شرایط برخورد یک ذره یا ترکش چند میلیمتری از یک ترقه با سرعت بالا به چشم، به معنای از دست تمام یا بخشی از بینایی است. جوانی که در اوج طراوت قرار دارد، نباید با یک لحظه غفلت، نه تنها آینده خود را تاریک کند، بلکه تختهای اورژانسی که ممکن است برای مجروحان احتمالی شرایط جنگی نیاز باشد را اشغال نماید. حفظ سلامت جسمانی در این روزها، یک وظیفه ملی است.
بازگشت به ریشهها؛ آتش به عنوان نماد پاکی، نه تخریب
چهارشنبهسوری در ذات تاریخی خود، جشنی آرام برای تطهیر روان و بدرقه سرمای زمستان بوده است. پریدن از روی بوتههای کوچک آتش، شاهنامهخوانی و دورهمی های خانوادگی، همگی روش هایی باستانی برای «تنظیم هیجانی مشترک» بودهاند.
پیشنهاد علمی و روانشناسانه برای امسال این است که دورهمیهای خانوادگی را جایگزین تجمعهای پرخطر چهارشنبه سوری کنیم. نشستن در کنار خانواده، گفت و گو، پختن غذاهای سنتی و یادآوری خاطرات خوب گذشته، باعث ترشح هورمون اکسیتوسین (هورمون پیوند و آرامش) میشود. این دقیقاً همان پادزهری است که مغز ما برای مقابله با استرسِ اخبار جنگ به آن نیاز دارد.
برداشت آخر
ما کادر سلامت بیمارستان فارابی همواره به این میاندیشم که «سلامت» تنها نبودنِ بیماری یا جراحت نیست؛ سلامت، توانایی یک جامعه برای مراقبت از اعضای ضعیفتر خود در توفان حوادث است.
ما در برههای از تاریخ ایستادهایم که صدای بمب ها و اخبار نگرانکننده، روان همه ما را خراش داده است. در چنین بزنگاهی، هر ترقهای که به دیوار کوچه کوبیده میشود، فقط یک انفجار شیمیایی نیست؛ بلکه پتکی است بر اعصابِ مادری که نگران است، و لرزهای است بر تنِ کودکی که به دنبال آغوش امن میگردد.
جوانان، نبض تپنده و آگاه جامعهاند. امسال از شما میخواهیم که انرژی جوانی خود را به جای خیابانها، در خانهها و برای گرم کردن دلهای خانواده خرج کنید. بیایید امسال به جای بوی باروت ترقه، عطرِ چای و بهارنارنج را در خانهها بپراکنیم و زردیِ اضطرابِ این روزهای سخت را به سرخیِ گرمای خانواده بسپاریم. بگذاریم چهارشنبهسوری امسال، نمادِ بلوغ، صلح درونی و همبستگی اجتماعی ما باشد.
ارسال نظر