به مناسبت هفته ملی سلامت مردان ایرانی (سما)
ریشهیابی روانشناختی رفتارهای پرخطر در مردان؛ از نقص در خودتنظیمی تا راهبردهای مقابلهای ناکارآمد
فاطمه پسندیدهنیا، دکترای روانشناسی و مسئول سلامت و روان بیمارستان فارابی، به مناسبت هفته سلامت مردان ایرانی در یادداشتی تحلیلی مکانیزمهای روانی پشتپرده رفتارهای پرخطر در مردان را بررسی و بر اهمیت «خودتنظیمی» و بازتعریف نقشهای اجتماعی برای ارتقای سلامت جامعه مردان تاکید کرد.
به گزارش روابط عمومی بیمارستان فارابی دانشگاه علوم پزشکی تهران، تحلیل آماری حوادث و آسیبهای اجتماعی نشان میدهد که مردان بیش از سایر گروههای جامعه در معرض پیامدهای ناگوار رفتارهای پرخطر قرار دارند. نگاه تخصصی به این پدیده، از یک چرخش دیدگاه حکایت دارد. جایی که خطرپذیری دیگر نه یک انتخاب ساده، بلکه یک مکانیسم دفاعی پیچیده برای مدیریت تنشهای روانی تلقی میشود. در یادداشت پیشرو، فاطمه پسندیدهنیا، روانشناس و مسئول سلامت و روان بیمارستان فارابی با تکیه بر مدلهای خودتنظیمی و تنظیم هیجان، به واکاوی این موضوع پرداخته است که چگونه فشارهای روانی حلنشده و کلیشههای جنسیتی میتوانند سلامت جسمی و روانی مردان را به مخاطره بیندازند. این مطلب تلاشی است برای تبیین این نکته که رفتار ایمن، پیش از هر چیز، محصول ارتقای سواد سلامت روان و توانمندسازی فرد در مواجهه با چالشهای زندگی است.
سلامت مردان و رعایت ایمنی در رفتارها
رفتارهای پرخطر را نمیتوان صرفاً «انتخابهای اشتباه» تلقی کرد؛ بلکه این رفتارها اغلب بازتاب الگوهای پایدار در نظام خودتنظیمی فرد هستند. از منظر روانشناسی، هر رفتار پرخطر کارکردی برای فرد دارد؛ کارکردی مانند کاهش تنش، تجربه هیجان، اجتناب از احساسات دشوار یا کسب پذیرش اجتماعی. درک این کارکردها، پیشنیاز طراحی مداخلات مؤثر است.
رفتار پرخطر بهمثابه نقص در خودتنظیمی
نظریههای خودتنظیمی نشان میدهد افراد زمانی به سمت رفتارهای پرخطر گرایش پیدا میکنند که:
- فاصله معناداری بین وضعیت فعلی و وضعیت مطلوب ادراک کنند.
- منابع روانی برای مدیریت فشار را ناکافی بدانند.
- در شرایط استرس مزمن، ظرفیت تصمیمگیری سنجیده کاهش یابد.
در چنین شرایطی، رفتار پرخطر میتواند بهصورت یک راهکار سریع اما ناپایدار برای بازگرداندن تعادل هیجانی عمل کند.
سوءمصرف مواد؛ تنظیم هیجان یا اجتناب هیجانی؟
در چارچوب مدلهای تنظیم هیجان، مصرف مواد اغلب نوعی راهبرد مقابلهای ناکارآمد محسوب میشود؛ یعنی فرد به جای پردازش شناختی یا پذیرش هیجان، از یک عامل بیرونیِ ناکارآمد برای تغییر حالت درونی استفاده میکند. این الگو در کوتاهمدت موجب کاهش تنش میشود، اما در بلندمدت ظرفیت طبیعی فرد برای تحمل هیجانهای منفی را تضعیف میکند و چرخه وابستگی شکل میگیرد.
نقش هویت و نقشهای اجتماعی
برخی پژوهشها نشان میدهد در مردان، هویتیابی مبتنی بر استقلال، قدرت یا کنترلگری ممکن است احتمال درخواست کمک را کاهش دهد. در نتیجه، فشارهای روانی حلنشده میتواند به رفتارهای پرریسک منتقل شود. بازتعریف مفهوم «مسئولیتپذیری» بهعنوان توانایی مراقبت از خود و دیگران، یکی از محورهای مهم ارتقای سلامت روان است.
رفتار ایمن، نتیجه سرکوب هیجان یا انکار فشارها نیست، بلکه حاصل خودآگاهی، تنظیم هیجان و تصمیمگیری مبتنی بر ارزیابی واقعبینانه پیامدهاست. استفاده از راهبردهای مقابلهای سازگارانه (بازسازی شناختی، ارزیابی مجدد موقعیت به جای شخصیسازی، حل مسئله، نامگذاری و پذیرش هیجانها، تنظیم برانگیختگی فیزیولوژیک، درخواست حمایت اجتماعی و تعویق تصمیم در اوج هیجان)، مسیری مؤثرتر برای مدیریت فشارهای روانی است.
ارسال نظر