به بهانه بازنشستگی استاد پیشکسوت گروه بیماریهای چشم دانشگاه علوم پزشکی تهران
چشم پزشکی، آینهای تمامنما از علم و خدمت / دکتر رضا زارعی: برای یک پزشک، بازنشستگی مفهومی ندارد
دکتر رضا زارعی، استاد پیشکسوت گروه بیماریهای چشم دانشگاه علوم پزشکی تهران و بیمارستان فارابی، پس از دههها آموزش، پژوهش و درمان، به افتخار بازنشستگی نائل آمد. مسیر حرفهای او از کوچههای روستای ابیانه آغاز و تا کسب فلوشیپ گلوکوم از دانشگاه UCLA و سالها خدمت در قطب چشمپزشکی کشور ادامه داشت. به همین مناسبت، پای صحبتهای این استاد پیشکسوت نشستیم تا مروری بر کارنامه علمی و حرفهای او داشته باشیم. گفتوگویی صمیمانه که نشان میدهد پایان تعهدات اداری، هرگز به معنای پایان مسیر خدمت یک پزشک نیست.
به گزارش روابط عمومی بیمارستان فارابی دانشگاه علوم پزشکی تهران، به مناسبت بازنشستگی و به منظور پاسداشت دههها خدمت صادقانه دکتر رضا زارعی، استاد گروه بیماری های چشم دانشگاه علوم پزشکی تهران و بیمارستان فارابی، گفتوگویی صمیمانه با وی انجام شده است تا مروری بر زندگی حرفه ای و شخصی این استاد پیشکسوت داشته باشیم. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
استاد زارعی، ضمن تبریک به مناسبت این نقطه عطف در زندگی حرفهایتان، صحبت را با نگاه شما به مقوله بازنشستگی و موفقیت در مسیر پزشکی آغاز کنیم. وقتی به پشت سر نگاه میکنید، این مسیر را چگونه میبینید؟
همانطور که مستحضرید، هر شروعی پایانی دارد و در واقع بازنشستگی اداری هم قسمتی از پایان فعالیت حرفهای من محسوب میشود. به اعتقاد من، کسانی در زندگی موفق هستند که وقتی به پایان یک مسیر میرسند و به پشت سر نگاه میکنند، ببینند بر آنچه داشتهاند افزوده شده است؛ چه از نظر علمی و چه از نظر خدمت به مردم. اگر کسی موفق شود داشتههایش را ارتقا دهد و به جامعه خدمت کند، انسان موفقی است. سایر مسائلی که در زندگی وجود دارد، همه جنبه فرعی دارند.
برای مخاطبان وبسایت بیمارستان فارابی جذاب است که بدانند نقطه شروع این مسیر از کجا بود. کمی از دوران کودکی و ورودتان به دنیای پزشکی بگویید.
من در دوم آذر ۱۳۳۳ در روستای زیبای ابیانه [اصفهان] متولد شدم. دوره ابتدایی را در همان روستا گذراندم و برای ادامه تحصیل به کاشان رفتم. تا زمان اخذ دیپلم در سال ۱۳۵۲، در دبیرستان پهلوی کاشان درس خواندم. در همان سالِ فارغالتحصیلی، در رشته پزشکی دانشکده پزشکی مشهد پذیرفته و مشغول به تحصیل شدم. پس از اتمام دوره عمومی و گذراندن طرحهای خارج از مرکز مرسوم، به فکر ادامه تحصیل و انتخاب رشته تخصصی افتادم.
چه شد که در میان تمام تخصصها، رشته چشمپزشکی را انتخاب کردید؟
بالاخره به این نتیجه رسیدم که وارد رشته چشمپزشکی شوم و امروز از این انتخاب بسیار خوشحالم. چشم واقعاً مانند یک آینه است؛ از هر قسمتی که به آن نگاه کنید، میتوانید همه چیز را ببینید. با نگاه کردن در این آینه، هم علم و تکنولوژی را میبینید و هم میتوانید تمام بیماریهای موجود در بدن را از طریق شبکیه (رتین) و ضایعات چشمی تشخیص دهید. در واقع، دریایی بیکران روبهروی ماست. به همین دلیل این رشته را انتخاب کردم.
مسیر تخصصی شما چگونه طی شد؟ از حضور در اورژانس تا ورود به دپارتمان گلوکوم و تحصیل در UCLA
در آن زمان، دوره رزیدنتی (تخصص) ما سه سال بود. بعد از اتمام این دوره، متأسفانه دوباره سدی به نام طرح برای پزشکان وجود داشت که آن را هم گذراندم. پس از آن، به مدت سه سال در درمانگاه اورژانس مشغول به کار شدم؛ دورانی که در بخش اورژانس بیمارستان فارابی تنها بودم. بعد از آن دوره فلوشیپ قرنیه را شروع کردم.
در پایان دوره فلوشیپ قرنیه، استاد عزیزم جناب آقای دکتر امینی اصرار داشتند که حتماً یک نفر از قرنیه به بخش گلوکوم (آبسیاه) بیاید. من هم علاقهمند بودم و به همین دلیل وارد دپارتمان گلوکوم شدم و همانجا ماندم. سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ نیز برای گذراندن فلوشیپ گلوکوم به دانشگاه UCLA رفتم و پس از بازگشت، مجدداً در بخش گلوکوم بیمارستان فارابی به کار خود ادامه دادم.
کار با بیماران مبتلا به گلوکوم چه ویژگیها و چالشهایی دارد؟
بیماران مبتلا به گلوکوم واقعاً شرایط پیچیده و گرفتاریهای خاص خود را دارند. با توجه به عوارض بیماری، عملهای جراحی متعدد، درمانهای طبی طولانیمدت و وضعیت زندگی این افراد، مدیریت روند درمان نیازمند توجه ویژه است. اگر پزشکی علاقهمند باشد و بتواند در کنار درمان طبی، مسائل اجتماعی این بیماران را هم مدیریت کند، کمک بسیار بزرگی به آنها کرده است. همین عشق به کمک باعث شد تا به امروز در این رشته بمانم.
شما سالها در بیمارستان فارابی، قطب چشمپزشکی کشور، حضور داشتهاید. جایگاه این بیمارستان و اساتیدی که در آن خدمت کردهاند را چگونه توصیف میکنید؟
بیمارستان فارابی همواره جایگاه انسانهای بزرگی بوده است. پایههای این کار توسط پروفسور شمس گذاشته شد؛ مردی از یک خانواده بزرگ که کرسی چشمپزشکی در پاریس را رها کرد و به ایران آمد. در زمانی که کسی به این مسائل اهمیت نمیداد، هدفش را خدمت به مردم قرار داد و فارابی را بنا نهاد.
شاگردانی که ایشان تربیت کردند، مثل دکتر پیروز و دکتر فخار، همان راه را ادامه دادند و برای ارتقای بیمارستان تلاش کردند. پس از آنها نیز بزرگانی چون دکتر منصوری، دکتر جباروند، دکتر هاشمی و دکتر صادقی این مسیر را پیش بردند. در حال حاضر هم جناب آقای دکتر فخرایی ریاست بیمارستان را بر عهده دارند. هدف ایشان واقعاً خدمت خالصانه است. اکنون در حال ساخت مهمانسرایی برای همراهان بیماران بیبضاعت هستند؛ مردمی که از شهرستان میآیند و حتی توان مالی اقامت در هتل را ندارند. هر قدمی که در این بیمارستان برداشته میشود، مصداق بارز خدمت است و امیدوارم دکتر فخرایی در این مسیر موفق باشند.
به عنوان حسن ختام، چه پیامی برای همکاران، رزیدنتها و بیمارانتان در روزهای آغازین بازنشستگی دارید؟
درست است که من از نظر اداری بازنشسته میشوم، اما برای یک پزشک بازنشستگی مفهومی ندارد و همیشه میتواند در خدمت مردم باشد. امیدوارم در ادامه عمر هم بتوانم برای مردم مفید واقع شوم. عاقبتبخیر بودن یعنی وقتی آدم به پشت سرش نگاه میکند، ببیند حاصل عمرش برای اجتماع سودمند بوده است.
در تمام این سالها نهایت تلاشم این بود که چه در اتاق عمل و چه در درمانگاه به رزیدنتها کمک کنم. در پایان، از همه همکاران و عزیزان درخواست دارم اگر جایی کمی و کاستی وجود داشته یا کوتاهی از جانب من سر زده، مرا ببخشند و حلال بفرمایند.
ارسال نظر